الملا فتح الله الكاشاني
247
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
برسان يا إله العالمين و يا خير الناصرين برحمتك يا ارحم الرحمين آوردهاند كه در شهر بغداد مردى بود كه مدت مديدى تعلق خواطرى بجانب دخترى داشت و بر مراد خود فرصت نمييافت تا اتفاق افتاد كه در شب برات بيكدگر رسيدند مرد خواست كه مراد خود ازو حاصل كند دختر گفت غاية ناجوان مردى باشد كه همهء مردم امشب آشنا باشند و ما بيگانه مرد گفت راست گفتى مرا نيز اينمعنى بخاطر گذشت القصه هر دو پاى بر سر نفس هوا پرست نهادند و از يكدگر مفارقة كردند و روى بجانب جناب احدية آوردند و تا بروز طاعة كردند بامداد پدر دختر دست دختر گرفته نزد آن آورد و گفت امشب حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه فرمود دختر خود را پيش فلان كس برو با وى عقد كن پس آنمرد و زن ببركة عبادت اينشب در دنيا بدولت مواصلت رسيدند و در عقبى از آتش نيران آزاد شده در روضهء رضوان قرار گرفتند بعد از بيان بركة اينشب فرمود كه إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ بدرستى كه ما هستيم بيم كنندگان بندگان بانزال قرآن در شبى كه از جملهء بركات آن اينست . فِيها يُفْرَقُ در آن بيان كرده و فيصل داده شود كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ هر كارى كه حكم كرده شده است در همه سال از قسمة ارزاق و جميع منافع و مضار در عبادت دنيا چون خفض و رفع و سخط و رضا و قبول ورد و شقاوت و سعادت و تعيين اعمار و غير آن از ساير احوال بر وجهى كه قابل زياده و نقصان نباشد در هيچ حال و در رواية آمده كه در اينشب نسخهء ارزاق را بميكائيل دهند و نسخهء حروب و خسف بجبرئيل و نسخه اعمال را باسرافيل و نسخهء مصايب را بعزائيل به اين امر حكم كرده . أَمْراً مِنْ عِنْدِنا امرى حاصل از نزد ما إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ بدرستى كه ما هستيم فرستندگان يعنى فرستاديم قرآن را بجهة آنكه از عادت ماست فرستادن پيغمبران بكتابهاى هاديه بسوى بندگان . رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ بجهة بخشايشى از پروردگار تو بر خلقان و بعضى تفسير آيه چنين كردهاند كه ما ارسال كنندهايم ترا كه محمدى بجهة بخشايشى از پروردگار تو بر بندگان كقوله و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ بدرستى كه خدا شنواست دعاى بندگان را با جميع كلمات ايشان الْعَلِيمُ دانا بمصالح ايشان يا بهمهء بينات ايشان . رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ بدل ربك است يعنى بجهة بخشايش از جانب پروردگار آسمانها و زمينها وَ ما بَيْنَهُما و آنچه ميان آنهاست إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ اگر هستيد يقين كنندگان و تحقيق نمايندگان علوم پس عالم خواهيد بود بربوبيت و الوهيت او . لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست هيچ معبودى مستحق پرستش مگر او